
سقف سیاه آسمان غرق از ستاره های خاموش است تاریکی شب شهر را تسکین می دهد و آسمان دلگیر است گویا آسمان هم هوای گریه دارد در سکوت شیشه ای خود بر باور خیس خیال رویا می پرورانم اشک هایم طاقت ماندن ندارند سکوت و تنهایی دلم را برای غرق شدن در نگاه عاشقانه اش تنگ تر از گذشته می کند صدای زوزه ی باد لابه لای برگ های زرد رنگ پاییزی روی درختان در گوشم تنین می اندازد و دلم می لرزد گونه هایم دلتنگ شبنم چشمانم گشته اند و در دلم آشوب ست از طرفی غرق در دنیای شادی ام و از طرفی غرق در دنیای غم دختر خوب و مهربان و دوست داشتنی ای ست او را همچون خواهرم دوست دارم و عاشقانه می پرستمش لحظات خوبی را در کنارش سپری کرده ام و خاطرات زیبایی با هم خلق کرده ایم یک ماه دیگه عروس میشه چقدر لذت بخش است که او را زیباترین عروس...
ادامه مطلب