
لاااااااااااالالالالالاااااااا لااااااااالالالالالااااااا لاااااااالالالالالااااا لاااااالالالالالااا صدای لالایی باد در گوشم می پیچید و موهایم را با خود به این سو و آن سو می کشید .. به تخته سنگی کنار درخت جوان تکیه داده بودم و یک شاخه رز سرخ در دست داشتم .. عطرگل رز را استشمام کردم و او را پرپر کردم و به باد سرگردان سپردم گلبرگ های رز سرخ هم مسیر باد به پرواز در آمدند و تنها شاخه ی گل رز در دست هایم مانده بود .. ز.م ...
ادامه مطلب