ادبیات شیرین

متن مرتبط با «عطر با رایحه گل رز» در سایت ادبیات شیرین نوشته شده است

ارزش عشق

  • نیلوبلاگ

    آخرین شب پاییز از راه رسید ماه در میان ابر های سیاه میان آسمان خودنمایی می کند و ستاره های کوچک و بزرگ در آسمان تیره و تار آخرین شب پاییز چشمک می زنند ...

    ادامه مطلب
  • هر چی آرزوی خوبه مال تو ..

  • نیلوبلاگ

    سقف سیاه آسمان غرق از ستاره های خاموش است تاریکی شب شهر را تسکین می دهد و آسمان دلگیر است گویا آسمان هم هوای گریه دارد در سکوت شیشه ای خود بر باور خیس خیال رویا می پرورانم اشک هایم طاقت ماندن ندارند سکوت و تنهایی دلم را برای غرق شدن در نگاه عاشقانه اش تنگ تر از گذشته می کند صدای زوزه ی باد لابه لای برگ های زرد رنگ پاییزی روی درختان در گوشم تنین می اندازد و دلم می لرزد گونه هایم دلتنگ شبنم چشمانم گشته اند و در دلم آشوب ست از طرفی غرق در دنیای شادی ام و از طرفی غرق در دنیای غم دختر خوب و مهربان و دوست داشتنی ای ست او را همچون خواهرم دوست دارم و عاشقانه می پرستمش لحظات خوبی را در کنارش سپری کرده ام و خاطرات زیبایی با هم خلق کرده ایم یک ماه دیگه عروس میشه چقدر لذت بخش است که او را زیباترین عروس...

    ادامه مطلب
  • پاییز و اشعار عاشقانه ی باد

  • نیلوبلاگ

    پاییز در راه بود .. پاییز و اشک هایی که هنوز بر کوچه های ساکت و خیابان های شلوغ شهر نباریده بود .. پاییز در راه بود و وزش باد سرگردانی که برگ های سبز و زرد و قرمز و نارنجی با او می رقصند .. و صدای خش خش برگ های زرد رنگ درختان که زیر گام های کوتاه به گوش می رسند بعد از تابستانی گرم و سوزان نفس های تازه ی باد چقدر لذت بخش است دستم را زیر چانه ام گذاشته بودم و به کتاب رمانی که پیش رو داشتم چشم دوخته بودم از جایم بر خواستم و به برگه A4 روی شاسی نگاهی انداختم .. روی تختم نشستم و به دیوار تکیه دادم .. نقشی از پاییز که در ذهن خود داشتم را روی برگه کشیدم ... یک نیمکت چوبی ...

    ادامه مطلب
  • باور خیس خیال

  • نیلوبلاگ

    چشم هایم خیس از اشک هایم بودند و باز هم گونه هایم میزبان شبنم چشمانم گشته بودند دلم خیلی گرفته بود آشوب بودم و فقط دلم می خواست یه گوشه بشینم و در سکوت سرد خودم اشک بریزم آهسته به اتاقم رفتم و پا به باور خیس خیالم گذاشتم لامپ اتاقم را روشن نکردم و روی تختم نشستم به دیوار تکیه دادم و زانو هایم را در آغوش گرفتم .. اشک هایم گرم به آرامی روی گونه هایم جاری شدند .. چشم هایم را آرام روی هم گذاشتم و اشک هایم را از گونه هایم پاک کردم .. دستی روی سازم کشیدم و شروع به نواختن کردم .. نمی دانستم چرا اما خیلی دلم گر...

    ادامه مطلب
  • موهایم را به باد های نا آرام می سپردم

  • نیلوبلاگ

    مهلت تابستان تمام شده بود و آسمان زمین را به پاییز اجاره داده بود .. قرار داد آن دو بین زمین و آسمان بسته شده بود .. شاهد تابستان چمدان پر حرارتش بود و شاهد پاییز برگ های زرد درختان .. آسمان بغض کرده بود و نمی بارید .. پاییز را دوست دارم .. چون منو می بره به روزهایی که خیلی دلتنگشونم روزهایی که فارغ از هر گونه غم و اندوه دست هایم را باز می کردم .. خود را در نقش باد جستجو می کردم و در گندم زار ها می دویدم .. روی سبزه ها دراز می کشیدم و به لالایی باد گوش می کردم .. آزاد و شاد می دویدم و موهایم را به باد های ناآرام می سپردم .. یادش بخیر ز.م...

    ادامه مطلب
  • عطر گل رز

  • نیلوبلاگ

    لاااااااااااالالالالالاااااااا لااااااااالالالالالااااااا لاااااااالالالالالااااا لاااااالالالالالااا صدای لالایی باد در گوشم می پیچید و موهایم را با خود به این سو و آن سو می کشید .. به تخته سنگی کنار درخت جوان تکیه داده بودم و یک شاخه رز سرخ در دست داشتم .. عطرگل رز را استشمام کردم و او را پرپر کردم و به باد سرگردان سپردم گلبرگ های رز سرخ هم مسیر باد به پرواز در آمدند و تنها شاخه ی گل رز در دست هایم مانده بود .. ز.م ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    هرچی آرزوی خوبه مال تو | دانلود هرچی آرزوی خوبه مال تو | هرچی آرزوی خوبه مال تو mp3 | پاییز اشعار | پاییز اشعار کوتاه | موهایم را به باد میسپارم | موهایم را به باد سپردم | میشود موهایم را به هم بریزی | میشود موهایم را بهم بریزی | موهایم به شدت میریزد