قرار داد آن دو بین زمین و آسمان بسته شده بود .. شاهد تابستان چمدان پر حرارتش بود و شاهد پاییز برگ های زرد درختان .. آسمان بغض کرده بود و نمی بارید ..
پاییز را دوست دارم .. چون منو می بره به روزهایی که خیلی دلتنگشونم روزهایی که فارغ از هر گونه غم و اندوه دست هایم را باز می کردم .. خود را در نقش باد جستجو می کردم و در گندم زار ها می دویدم ..
روی سبزه ها دراز می کشیدم و به لالایی باد گوش می کردم ..
آزاد و شاد می دویدم و موهایم را به باد های ناآرام می سپردم ..
یادش بخیر
ز.م
ادبیات شیرین...ما را در سایت ادبیات شیرین دنبال میکنید
برچسب: موهایم را به باد میسپارم,موهایم را به باد سپردم,میشود موهایم را به هم بریزی,میشود موهایم را بهم بریزی,موهایم به شدت میریزد, نویسنده: بازدید: 203