ارزش عشق
-
تاریخ: 1400/5/28 ساعت: 19:59
آخرین شب پاییز از راه رسید ماه در میان ابر های سیاه میان آسمان خودنمایی می کند و ستاره های کوچک و بزرگ در آسمان تیره و تار آخرین شب پاییز چشمک می زنند
آخرین لحظه ها
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 20:21
نمی دانم چرا اما xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 آخرین لحظه ها همیشه خیلی بزرگ به نظر می رسندxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 گویا تمام خاطرات را در خود جای د...
پلاسکو
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 20:21
پنج شنبه ها عجیب دلم می گیرد اما آخرین پنج شنبه ی دی ماه دلم آتش گرفتساختمان 15 طبقه ی 53 ساله ی تهران دیروز 30 دی ماه به آتش کشیده شد و فرو ریخت دیروز 30 دی ماه تهران لرزید .. آری .. پلاسکو ساختمانی که شاهد دست های گره خورده ی عشاق بود به یکباره فرو ریخت و آتش نشان های زیادی در زیر آوار پلاسکو ماند
بیت های عاشقانه
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 20:21
با پاسخ من معلمان آشفتندxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 از حنجرشان هر چه در آمد گفتند اما به خدا هنوز هم معتقدمxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 از جاذبه ی تو سیب ها می افتندxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0x...
هر چی آرزوی خوبه مال تو ..
-
تاریخ: 1395/8/27 ساعت: 11:39
سقف سیاه آسمان غرق از ستاره های خاموش استxa0 تاریکی شب شهر را تسکین می دهد و آسمان دلگیر است گویا آسمان هم هوای گریه داردxa0 در سکوت شیشه ای خود بر باور خیس خیال رویا می پرورانمxa0 اشک هایم طاقت ماندن ندارند سکوت و تنهایی دلم را برای غرق شدن در نگاه عاشقانه اش تنگ تر از گذشته می کندxa0 صدای زوزه ی ب...
مروارید من
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 0:37
وارد حیاط آموزشگاه شدم و به تاب گوشه ی حیاط چشم دوختم ..xa0 آسمان دلگیر بود و دلم می لرزید به سمت در سالن قدم برداشتم .. چشم های اندوهگینم را به زمین دوختم و قدم های کوچکم را با چشم هایم دنبال کردم ..xa0 ضربه ای به در زدم و کیفم رو روی صندلی چوبی ردیف آخر گذاشتم .. همه ی صندلی ها پر بود .. به تخته ن...
عاشقی کوچه گرد
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 6:08
گاهی اوقات در خلوت خود رویاهایی در ذهن می پرورانم که مرا آرام می کند : کاش میشد عاشقی کوچه گرد بودم که شب ها به تمام کوچه های بن بست سر می زد و آواز عاشقی سر میداد .. روی برگ های خشک پاییزی قدم بر می داشتم و خود را به باد های سرگردان می سپردم .. xa0به صدای لالایی باد و اشک هایی که بر گونه ی خیابان ه...
پاییز فصل عاشقی
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 22:01
امشب هم مثل دیشب آسمان تاریک است .. شب غبار غمش را پهن کرده و تاریکی شب شهر را تسکین می دهد .. ابرهای سیاه در آسمان پراکنده شده اند و مآه سفیدپوش آسمان به زمین می تابد .. ستاره ها چشمک می زنند و صدای لالایی باد به گوش می رسد .. امشب تنها یک فرق با بقیه ی شب ها دارد .. امشب می شود صدای پای پاییز را ح...
پاییز و اشعار عاشقانه ی باد
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 5:51
پاییز در راه بود .. پاییز و اشک هایی که هنوز بر کوچه های ساکت و خیابان های شلوغ شهر نباریده بود .. xa0پاییز در راه بود و وزش باد سرگردانی که برگ های سبز و زرد و قرمز و نارنجی با او می رقصند ..xa0 و صدای خش خش برگ های زرد رنگ درختان که زیر گام های کوتاه به گوش می رسندxa0 بعد از تابستانی گرم و سوزان ن...
کاش می شد
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 8:08
آسمان دلگیر بود و زوزه ی باد مو به تنم سیخ می کرد .. xa0ابرهای سیاه آسمان را پوشانده بودند و من تنها و پر بغض زیر باران قدم میزدم و چشم هایم خیس از اشک بود .. سرم را پایین انداختم ناگهان دلم لرزید زانو هایم سست شدند و به آرامی روی زمین زانو زدم .. تنها صدایی که می شنیدم صدای تالاپ و تلوپ قلب بی قرار...
باور خیس خیال
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 8:08
چشم هایم خیس از اشک هایم بودند و باز هم گونه هایم میزبان شبنم چشمانم گشته بودند دلم خیلی گرفته بود آشوب بودم و فقط دلم می خواست یه گوشه بشینم و در سکوت سرد خودم اشک بریزم xa0 آهسته به اتاقم رفتم و پا به باور خیس خیالم گذاشتم لامپ اتاقم را روشن نکردم و روی تختم نشستم به دیوار تکیه دادم و زانو هایم را...
موهایم را به باد های نا آرام می سپردم
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 8:08
مهلت تابستان تمام شده بود و آسمان زمین را به پاییز اجاره داده بود ..xa0 قرار داد xa0آن دو بین زمین و آسمان بسته شده بود .. شاهد تابستان چمدان پر حرارتش بود و شاهد پاییز برگ های زرد درختان .. آسمان بغض کرده بود xa0و نمی بارید .. پاییز را دوست دارم .. چون منو می بره به روزهایی که خیلی دلتنگشونم روزهای...
عطر گل رز
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 8:08
لاااااااااااالالالالالاااااااا لااااااااالالالالالااااااا لاااااااالالالالالااااا لاااااالالالالالاااxa0 صدای لالایی باد در گوشم می پیچید و موهایم را با خود به این سو و آن سو می کشید .. xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 به تخته سنگی کنار درخت جوان تکیه داده بودم و یک شاخه رز سرخ در دست...
موج هایش را روانه ی دل ساحل می کرد
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 8:08
xa0 غروب زیبایی بود روی ساحل نشسته بودم و به خط افق دل بسته بودم xa0.. دریا طوفانی بود و آسمان پر بغض .. xa0 xa0 زانوهایم را بغل کرده بودم و به دریای نا آرام می نگریستم .. xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 دریا...