ادبیات شیرین

متن مرتبط با «میشود موهایم را بهم بریزی» در سایت ادبیات شیرین نوشته شده است

موهایم را به باد های نا آرام می سپردم

  • نیلوبلاگ

    مهلت تابستان تمام شده بود و آسمان زمین را به پاییز اجاره داده بود .. قرار داد آن دو بین زمین و آسمان بسته شده بود .. شاهد تابستان چمدان پر حرارتش بود و شاهد پاییز برگ های زرد درختان .. آسمان بغض کرده بود و نمی بارید .. پاییز را دوست دارم .. چون منو می بره به روزهایی که خیلی دلتنگشونم روزهایی که فارغ از هر گونه غم و اندوه دست هایم را باز می کردم .. خود را در نقش باد جستجو می کردم و در گندم زار ها می دویدم .. روی سبزه ها دراز می کشیدم و به لالایی باد گوش می کردم .. آزاد و شاد می دویدم و موهایم را به باد های ناآرام می سپردم .. یادش بخیر ز.م...

    ادامه مطلب
  • موج هایش را روانه ی دل ساحل می کرد

  • نیلوبلاگ

    غروب زیبایی بود روی ساحل نشسته بودم و به خط افق دل بسته بودم .. دریا طوفانی بود و آسمان پر بغض .. زانوهایم را بغل کرده بودم و به دریای نا آرام می نگریستم .. دریای خشمگین هر چند لحظه ای یک بار موج هایش را روانه ی دل ساحل می کرد و آب تا نزدیک کفش هایم خود را کش و قوص می داد .. روی شن های نرم ساحل دراز کشیدم و به آسمان پر ستاره خیره شدم .. در میان شن های ساحل سنگی یافته بودم که در دلش قلبی تو خالی داشت خیلی زیبا بود .. او را دست گرفتم و ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    موهایم را به باد میسپارم | موهایم را به باد سپردم | میشود موهایم را به هم بریزی | میشود موهایم را بهم بریزی | موهایم به شدت میریزد |